اخبار > گزارش پنل دوم نشست تخصصی «‌نسبت زبان و تصوير در هنر ايران پيش از اسلام»


پژوهشگران به بررسی «نسبت زبان و تصویر در هنر ایران پیش از اسلام» پرداختند


 

در پنل دوم نشستِ تخصصیِ «نسبت زبان و تصویر در هنر ایران پیش از اسلام»، دكتر‌ ندا اخوان اقدم (عضو هیئت علمی پژوهشكدة هنرِ فرهنگستان هنر) مقالة «بی‌كرانگی تصویر و كرانمندی زبان در نقش‌برجسته‌های ساسانی» را ارائه كرد.

به گزارش روابط عمومی فرهنگستان هنر، وی، با توجه به مورد مطالعاتی خود ـ  كه نقش‌برجسته‌های ساسانی بود ـ به ارائه تعریف مورد قبول و استناد خود از زبان پرداخت و افزود: «تعاریف مختلفی از زبان میان زبان‌شناسان و فلاسفه وجود دارد. عده‌ای از زبان‌شناسان زبان را دارای ماهیتی اجتماعی می‌دانند و بر آن‌اند که زبان نظامی است كه حاصل اجتماع است. از سوی دیگر، عده‌ا‌ی دیگر آن را امر درونی می‌دانند كه در سیستم اجتماعی احیا می‌شود.»

وی ادامه داد: «ویتگنشتاین دربارة زبان بر این امر متعقد است كه زبان تصویرگر واقعیت است، فهم زبان و فهم عالم متناظر است و كاركرد ذاتی زبان، تصویر كردن جهان است. ساختار زبان با ساختار جهان یكی است و زبان دارای یك نظام تصویری است. وی، در دورة مقدم، دربارة زبان این‌گونه صحبت می‌کند اما در پژوهش‌های فلسفی‌اش معتقد است كه زبان به‌مثابه بنیاد اندیشه و معناست و جهان در زبان انعكاس پیدا می‌كند و آنچه دو طرف گفتگو را به فهم متقابل می‌رساند زبان است. بارت در این باره معتقد است هر شكل روایت به رمزگان زبان‌شناسی استوار است. كلاً، ما برای ارتباط با جهان پیرامون و شناخت اطرافمان مجبوریم با زبان در ارتباط باشیم و شناخت با زبان ارتباط تنگاتنگی دارد.»

اخوان اقدم با ذكر اینكه تجلی دیداری زبانْ نوشتار است توضیح داد: «وقتی زبان به صورت نوشتاری درمی‌آید،‌ آنجاست كه یك قدم به تصویر شدن نزدیك می‌شود. الفبایی كه داریم،‌ تصویری از آواهای گفتاری است. وقتی یك متن نوشته در مقابل ماست با دو سطح زبانی و تصویری از آن مواجهیم. چون هم ارتباط زبانی با متن خواهیم داشت هم ارتباط تصویری؛ بنابراین، صاحب ویژگی‌های هر دو نظام ارتباطی خواهد بود. معمولاً وقتی متنی نوشتاری است، نویسنده حاضر نیست و این باعث می‌شود متن تفسیرپذیرتر شود. این موضوع غیاب نویسنده، در مورد آنچه ما دربارة نقوش برجسته و آنچه از دوران پیش از اسلام باقی مانده است با آن مواجهیم، صدق می‌كند و به همین دلیل متون بسیار تفسیرپذیرترند. نقش‌برجسته‌های ساسانی ـ كه موضوع مورد بحث ما است ـ تصاویری هستند كه در كنار آن یك متن قرار دارد و هر دوی آنها حاصل كار دربار ساسانی است. جامعة ساسانی جامعة طبقاتی است و این كتیبه‌ها، ‌دولتی هستند، یعنی فرمانروا یا روحانیون دستور نقش كردن این نقش‌برجسته‌ها یا نوشتارها را داده‌اند. از این رو، با زبانی مواجهیم كه بیانِ قدرت می‌کند و انحصاری در دست فرمانروا و روحانیون است. اینجا مشخص است كه چه كسی باید حرف بزند و چه كسی باید بشنود. و این مشخص است كه زبان، زبان قدرت است و دربار و روحانیان حرف می‌زنند و بقیه گوش می‌دهند و در نهایت باید اطاعت كنند.»

این پژوهشگر افزود: «امبرتو اكو در این زمینه به این اشاره می‌كند كه ایده نشانه است از چیزی و تصویر نشانة ایده است، در نتیجه تصویر نشانة یك نشانه است. كسانی كه مطالعات تصویری می‌كنند، معمولاً، با دو موضع درگیرند. اول آنكه تنوع چیزهایی كه ما می‌توانیم در تصویر قرار دهیم بسیار گسترده است و از طرفی هر كدام از اینها كه در این مجموعه قرار می‌گیرد ممكن است هیچ ویژگی مشترك دیگری با هم نداشته باشد.

دیدن، پیش از زبان و واژگان وجود داشته است و قرائت تصویر یك پدیدار اندیشمندانه است؛ یعنی وقتی تصویر را می‌بینیم به فكر فرومی‌رویم و لزوماً این دیدن تصویر به معنای تأویل و تفسیر تصویر نیست، گاهی فقط احساسات بیننده را برانگیخته می‌‌کند و حسی در بیننده ایجاد می‌كند.»

وی، با ذكر اینكه ایدئولوژی‌های ایران باستان معمولاً به صورت نمادین در تصاویر مطرح شده‌اند، افزود: «این بیشتر به این دلیل بوده كه همه چیز طبیعی جلوه كند و علاوه بر طبیعی بودنش ویژگی ماندگاری دارد. وقتی یك تصویر برجسته از ایران باستان را می‌بینید و حتی اگر با فضای تفكری آن ناآشنا باشید، دریافت‌هایی از آن خواهید داشت و این به دلیل آن است كه در تصویر صراحتی در بیان وجود دارد، چون راهكارهای بیانی كه در زبان وجود دارد در تصویر وجود ندارد و این باعث ایجاد صداقتی در تصویر می‌شود كه ارتباط با بیننده را راحت‌تر می‌كند. تصویر از دو جزء تشکیل شده: مقصود اصلی ایدهو محمل مقصودایماژ.اما این كه مقصود ما از ایماژ چیست، این است كه یك تصویر مادی مد نظر نیست بیشتر صورت انتزاعی و مینَوی مد نظر است. وقتی شما تصویر را می‌بینید پادشاهی است كه تاجی دارد و...، اما، در حقیقت، این نمادی از چیز دیگری است و تصویر اینجا بیشتر همان جوهر است. وقتی اسطوره‌ها به تصویر درمی‌آیند ویژگی‌های ایماژ را دارند و حاوی پیامی هستند كه این پیام را به صورت طبیعی نمایش می‌دهند. به همین دلیل است كه سنت‌های مذهبی با ایماژ‌هایی كه نقش می‌شوند مشكل دارند و مخالفت می‌كنند. شمایل‌شكنی كه در مباحث دینی مطرح می‌شود به این دلیل است كه برای تصاویر یك صورت مینَوی در نظر گرفته می‌شود و آن را نماینده‌ای از دنیای دیگر می‌دانند.» وی افزود: «اگر بخواهیم رابطه تصویر و زبان را در نظر بگیریم، این رابطه یک رابطۀ دوسویه است. تصویر یك گفتمان دیداری است كه بدون واسطه و مستقیم ما را با موضوع دیداری مرتبط می‌كند و تنها از دید زیبایی‌شناسی قابل بررسی نیست و از صراحت لهجه بیشتری برخوردار است و اگر آن را یك جریان مستقل معنایی در نظر بگیریم خود به خودی خود هدفی دارد و این هدف را ما می‌توانیم از شرایط خاصی كه تولید شده دریابیم و بفهمیم كه آن هدف چیست و در مبحث ما شرایط خاص،‌ شرایط دربار ساسانی است. معمولاً، روایت‌های زبانی روایت‌های زنجیره‌ای هستند، اما قاب تصویر قابی ایستاست كه حركتی در آن نیست؛ ولی وقتی ما برای قاب‌های تصویری داستان تعریف می‌كنیم، رابطه بینابینی‌ای بین تصویر و زبان ایجاد می‌كنیم و معمولاً این كار را بر اساس اطلاعات پیشین انجام می‌دهیم. به همین دلیل امر نقد كردن تصویر زیر سلطه و سیطره زبان قرار می‌گیرد. نوشتار نظام نشانه‌ای نماینده است و تصویر نظام نشانه‌ای شمایلی و این از نقاط افتراق این دو است كه از دو نظام نشانه‌ای متفاوت می‌آیند. ما، معمولاً، كلام را به تصویر ترجمه می‌‌کنیم و برای شناخت تصویر آن را به كلام بازمی‌گردانیم. آمیختگی و اختلاطی در خوانش اینها با هم وجود دارد. معمولاً، برای تصویر دو كاركرد در نظر می‌گیرند، کارکرد ارجاعی و غیرِ ارجاعی: كاركرد ارجاعی یعنی موضوعی بیرون از تصویر و مقدم بر آن وجود دارد و تصویر سعی بر ارجاع آن دارد. در كتیبه‌ها و نقش‌برجسته‌های ساسانی صحنة پیروزی شاپور بر امپراطور روم را می‌بینید كه كاركرد ارجاعی است، یعنی چیزی مقدم بر تصویر وجود داشته و تصویر آن را به نمایش گذاشته است. اما خیلی از اوقات كاركرد غیر ارجاعی است، یعنی معنایی خلق شده كه كاملاً اسطوره‌ای است و در آن فرایند گفتاری معنادار می‌شود. خلق یك اثر هنری اینجاست كه شكل می‌گیرد و همین كاركرد اسطوره‌ای و هنری باعث می‌شود، تصویر ماندگار شود و در طول زمان معنای خود را داشته باشد. همان طور كه متن از لایه‌های متعدد معنایی تشكیل شده است، تصویر هم همین طور است و با توجه به نظام رمزگانی كه وجود دارد می‌توانیم لایه‌های معنایی را در تصویر شناسایی كنیم. نشانه‌هایی كه در تصویر می‌توان شناسایی كرد نشانه‌هایی است كه در وحله اول به چشم شما می‌آید. در مرحله بعد نشانه‌هایsubsemioticهستند كه از طریق آنها تصویر را تفسیر می‌كنیم وحتی گاهی خود ارزش معنایی خاصی ندارند. سری بعد نشانه‌هایsuprasemioticهستند كه جنبه‌های كل‌نگرانه دارند، یعنی كل تصویر نشانه‌ای از چیز دیگری است.»

وی، در ادامه، به دیدگاه پانوفسكی در این زمینه اشاره كرد و گفت: «پانوفسکی در مورد لایه‌های معنایی به سه لایه قایل است: مضمون طبیعی یا اولیه / توصیف پیشاشمایل‌نگارانه،‌ مضمون قراردادی و ثانویه / شمایل‌نگاری و معنای ذاتی یا محتوا / شمایل‌شناسی.»

ندا اخوان اقدم، در ادامه، با نمایش ده نقش‌برجسته دوره ساسانی كه در كنار نقش متن نوشتاری دارد به تبیین مطالب خود پرداخت...

 

سخنران دوم پنل دوم، عباس حسینی (عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان) بود كه به ارائه مقاله «پیوند متن و تصویر در نگاره‌های ایران» پرداخت. وی با اشاره به اینكه مقاله‌اش مربوط به دورة پیش از اسلام نمی‌شود، توضیح داد: دربارة نسخه‌های دورة هرات و صفویه صحبت خواهم كرد و افزود: «وقتی از اوج نگارگری ایران صحبت می‌كنیم نمی‌توانیم از تلاش‌های باستان‌شناسانه‌ای كه در سال 1947 در ناحیه تاجیكستان امروزی یا پنجكنت انجام شده‌ است، صرف نظر كنیم. بعد از این سال‌ها نقاشی‌های دیواری از این ناحیه به دست ما می‌رسد كه كاملاً برداشت ما را از نقاشی ایرانی متفاوت می‌كند. در این ناحیه از ایران ما نقاشی‌هایی یافتیم كه اهمیت بسیاری دارند و از لحاظ موقعیت سوق‌الجیشی هم در موقعیت مهمی ـ در مسیر جاده ابریشم ـ قرار گرفته‌اند. قرار گرفتن جاده ابریشم بین ایران و پنجكنت تاجیكستان تأثیر بسزایی در شكل‌گیری نقاشی‌های دیواری كه در این نقطه قرار گرفته‌اند دارد. این نقاشی‌ها از این لحاظ برای ما اهمیت دارد كه در تفسیری كه ما از شكل‌گیری نقاشی ایرانی داریم، بسیار تأثیر‌گذار است.» عباس حسینی، برای روشن شدن مطلب، با نمایش دو تصویر به مقایسه هندسه مستتر در نقاشی ایرانی، افتادگی پیكره‌ها روی هم، تخت بودن و ... تشابه دو نقاشی در داشتن منشاء و خاستگاه مشترك را به نمایش گذاشت.

وی افزود: «زاویة دید نامتعارف و جدیدی كه در نقاشی ایرانی به عنوان نقطه عطف از آن یاد می‌شود، می‌توانیم بگوییم كه ممكن است رجعتی به نقاشی‌هایی كه در ناحیه پنجكنت تاجیكستان به دست ما رسیده ‌است، داشته باشد و نكته جالب توجه آن است كه در این ناحیه با نقاشی‌های متفاوتی مواجهیم، از صحنه‌های جنگ تا تصاویر زندگی عامه در این ناحیه دیده می‌شود.»

مدیر كمیته هنر ایران در دورة اسلامی پژوهشكدة هنر ادامه داد: «از آنجایی كه نسخه‌هایی كه ما به آن می‌پردازیم در دربار شكل می‌گیرد، توجه به زندگی عامه نكته حائز اهمیت است. با مرور این تصاویر به نوعی شیوة آرایش می‌رسیم كه كتیبه‌های پشت سر همی هستند كه به صورت نوار دور تا دور اتاق‌هایی كه به دست ما رسیده قابل رؤیت است. همین اتفاق را در جام دورة سلجوقی می‌بینیم و تأثیری كه هنر ایرانی پیش از اسلام بر هنر ایرانی پس از اسلام گذاشته، قابل مشاهده است.» سپس، با نمایش تصاویری از ظرف لعابی دورة سلجوقی به توضیح این تأثیر پرداخت.

این پژوهشگر افزود:«قرارگیری در ناحیه پنجكنت در شكل‌گیری نقاشی‌ها بسیار مهم است زیرا جدای از آنكه سبب رونق اقتصادی ناحیه شده بود، باعث شد این نقاشی‌ها بتواند به دست ما برسد. اگر بخواهیم خوانش ساده‌ای از این تصاویر داشته باشیم نشان می‌دهد كه این افراد در نقاشی جنگجو نیستند، بازرگانانی هستند كه در این خانه تصاویرشان نقش بسته ‌است. یكی از ارتباط‌های مهمی كه در دوره اسلامی بین متن و تصویر می‌بینیم، بیت مصوری است كه فرهاد مهران برای اولین بار مطرح می‌كند و بخشی از داستان است كه به نقاش این امكان را می‌دهد كه بداند چه تصویری را در كادری كه برایش در نظر گرفته ‌شده ‌است، به تصویر بكشد. اگر به جای‌گیری بیت مصور در دو نسخة ایلخانی شاهنامه‌ها كه فرهاد مهران قیاس می‌كند، توجه كنیم، در بالای كادر منتهاالیه سمت چپ، با شاه‌بیتی مواجه می‌شویم كه در دو نسخه متفاوت شعر در یك نقطه تكرار می‌شود و این كلیدی برای نگارگر بود كه بداند كدام بخش از داستان را كجا تصویر كند. این نوع نگارگری در دوره هرات كه اوج نگارگری ایران است تغییر می‌كند و در اینجا شاید هنوز آن تبادل بین كاتب و خوش‌نویس نبوده ‌است. در دوره‌های بعدی وقتی به دوره هرات و صفویه می‌رسیم، كادر كاملاً متفاوت شده و فضای بیشتری به نگارگری اختصاص پیدا می‌كند و به جایی می‌رسد كه اصلاً متنی در كتیبه نداریم و كل كتیبه نگارگری است.»

وی سپس با نمایش نمونه‌های تصویری از آثار نگارگری ایرانی به تبیین این موضوع پرداخت.

گفتنی است کمیته ایران پیش از اسلام پژوهشکدة هنر با هدف تعمیق مطالعات فرهنگ و تاریخ‌پژوهی ایران باستان، نشست‌های تخصصی خود را با مشارکت علاقه‌مندان این حوزه تداوم خواهد داد.

 

برای اطلاع از اخبار پژوهشكده هنر به كانال ما در تلگرام بپيونديد. 

https://t.me/aria_ac


خروج