اخبار > گزارش دومین نشست از هم‌اندیشی «هنر ایرانی و اسلامی در آسیای مركزی و چین»


با تاکید بر روابط متقابل تصویری؛

پژوهشکده هنر، روابط تاریخی دو‌ حوزه تمدنی ‌بزرگ «ایران» و «چین» را در افق «گاه نگاری تطبیقی» بررسی کرد

 

در تازه ترین نشست گروه «هنر شرق» پژوهشکده هنر، «گاهنگاری تطبیقی روابط تاریخی ایران و چین با تاکید بر روابط متقابل تصویری» توسط یکی از صاحبنظران این حوزه مطالعاتی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

به گزارش روابط عمومی پژوهشکده هنردر این نشست که در ادامه نشستهای پژوهشی و‌تخصصی گروه هنر شرق، عصر یکشنبه ۱۷دی با حضور علاقمندان برگزار گردید، منظری دیگر به تعامل سنت های تصویری و میراث هنری و فرهنگی دو‌ حوزه بزرگ و تمدن ساز جهان کهن: «ایران» و «چین» از پیش از اسلام و دوران باستان تا دوره تیموری و ‌در چهار فراز تاریخی گشوده شد.

در این نشست «دکتر محمدی راد» دکترای تاریخ تطبیقی- تحلیلی هنر اسلامی از دانشگاه هنر، که در نمایشگاههای متعددی تاکنون شرکت داشته و مقالات و پژوهشهای بسیاری در این حوزه مطالعاتی در سالهای اخیر نگاشته از جمله دو‌ مقاله پژوهشی در سمینارهای بین المللی تونس و هند، به ارائه مباحث خود تحت این عنوان پرداخت.

وی سخن خود را اینگونه آغاز نمود که: یکی از گونه های تخصصی که اضطرار و استمرار آن بشدت حس می شود، نگاه تطبیقی به جهانهای تاریخی و دنیای معاصر است. بخشی از مطالعات کیفی نیز در بدو امر متکی بر نگاه کاملا توصیفی است. ما سعی کردیم در این نگاه و تامل، مورد مشخص چین و ایران در گذار تاریخ و ارتباط تطبیقی این دو‌حوزه بررسی شود و البته نه تمام مستندات تصویری بلکه اتفاقاتی که در روند تاریخ در بستر «تصویر» رخ داده و به وقوع پیوسته است. 

وی آنگاه سه دوره مورد بررسی خود را اینگونه برشمرد:

۱- ارتباط چین و ایران تا ورود اسلام

۲- از دوره اسلامی تا ورود مغول به ایران و ارتباط خاص‌تر دو‌کشور تا ۱۵۰۷میلادی و آغاز سلسله صفویه

۳- ارتباط ایران و چین در دوره «مینگ» و‌ «تیموری» و جمع بندی منابع

در اینجا سخنران، نام رسالات، مقالات و کتب مختلف و‌چندین رساله دکترا در این حوزه را که هریک جزیی از ارتباط ایران و‌چین را تجزیه و تحلیل کرده اند، مورد بررسی و ارزیابی قرار داد و سپس به سوابق این مطالعات در غرب از اواخر قرن ۱۹اشاره کرد و به بیان ۳بخش کلی این منابع تاریخی پرداخت:

اول- نگرش صرفا تاریخی به ارتباطات ایران و چین به روش توصیفی و با تکیه بر مستندات تاریخی

دوم- شرح مستندات و‌مشاهدات و‌سفرنامه های مرتبط با چین

سوم- ارتباطات کلی ایران و چین که هریک به اندازه کافی، مستندات واقعی و مابه ازاهای بیرونی را در خود دارد.

وی با ذکر اینکه تحلیل نوع و ادبیات نامه ها و‌مکاتبات ایران و چین در دوره مینگ- تیموری، چرخش رویکرد و دیدگاه نظامی- سیاسی

به دیدگاه و رویکرد کاملا فرهنگی و توسعه محور را بین دو امپراطوری اثبات می کند، افزود: برای ترسیم یک ایده در بستر یک سیر کلی تاریخی، باید اندکی پیش از این دوره را بمنظور فهم عمیقتر این رابطه از نظر بگذرانیم مثل دوره ایلخانی- یوآن و دوره های ماقبل که زمینه ساز و تاثیرگذار بر نوع ارتباطات و‌ ماهیت فرهنگ و دانش تصویری این مجموعه بوده اند. اولین ارتباطات ایران و چین در دنیای اسطوره ای ایران است که فریدون به یکی از پسران خود چین و تبت را می بخشد اما باید بر اساس مستندات و شواهد کاملا عینی و اُبجکتیو تاریخی و متکی بر مصادر و متون تاریخی معتبر صحبت کنیم. آنچه مسلم است از دوران اشکانی این ارتباط شکل گرفته و از دوره مهرداد دوم یا اشک نهم (کبیر) گسترش یافته که آغاز مبادلات گسترده سیاسی- تجاری است. توسعه روابط دو امپراطوری از لحاظ فرهنگی و توسعه مراودات  مابین اهمیت بسیار دارد. در این دوره جهانگردان سیاسی و حتی زائران بودایی اجازه داشتند براحتی از ایران بازدید کنند و در برگشت از سیر آفاقی خود، الگوهای فرهنگی زیادی از ایران به سرزمینهای خود وارد کردند که یکی از آنها الگوهای تصویری بود. بدین ترتیب ایران تبدیل به پل ارتباطی شرق دور و غرب آسیا می شود. از دوره اشکانیان اهم ارتباطات تصویرنگارانه که هریک ما به ازای متنی دارد از سکه های ساسانی از غرب چین وارد چین می شود و نقاشیهای ساسانی در فیگور، حالت و نوع رنگ گذاری تاثیر زیادی بر فرهنگ تصویری چین می گذارد. ظروف نقره ای ساسانی عنصر دیگری است که بعنوان یک ایده کاملا قابل اتکا وارد چین می شود و بعنوان آثار ارزشمند هنری و در قالب ظروف سفالین بعدها وارد ایران می شود و در دوره اسلامی و دربارهای عباسی ردپایی از ظروف ساسانی را در طرح اندازی و طراحی می بینیم. عنصر بعدی تزیینات ساسانی بود که توسط تاجران مسلمان وارد جهان شرقی می شود و ارتباطات تصویرنگارانه مشخصی را رقم می زند و نقشمایه هایی چون ماهی و آهو را که ما به ازای کهنتری دارند احیا می کند

سخنران نشست یادآور شد: نکته بسیار مهمی که از بدو‌ تشکیل حکومت مغولان در ایران و سلسله یوآن در چین اتفاق می افتد این است که ما شاهد تغییر روش در دنیای تاریخی هر دو کشور هستیم. شاید بیشتر متون اشاره به وجه فرهنگ سوزی، کشتار، ویرانی و‌نابودی منابع تاریخی و تمدنی ما توسط مغولان دارند اما از سوی دیگر از این واقعیت نمی توان چشم پوشید که مغولان کمک زیادی به ارتباط جهان ایرانی با اطراف خود کردند و از اینجاست که روابط دو امپراطوری خیلی گسترده تر می شود و تاثیرات متقابل هنری توسعه می یابد و‌کارگاههای عملی وابسته به دربار ایلخانی در تبریز با حضور و‌ مشارکت استادکاران و‌هنرمندان چینی راه می افتد و رونق می گیرد و از دوره ایلخانان است که هنر ایران به نوعی درباری تر، علمی تر، کتابخانه ای تر، کارگاهی تر شکل می گیرد و جاده ابریشم نیز در همین دوره با ضمانت و حمایت دو امپراطوری توسعه می یابد

دکتر محمدی راد اضافه کرد: دنیای تیموری و دنیای مینگ تقریبا با شرایطی یکسان بوجود آمدند و این اتفاقات تاریخی در کنار همدیگر که قرار می گیرد بطور حیرت انگیزی زمینه ها، بافت اجتماعی، حتی شرایط و حتی دو بنیانگذار حاکمیتها با هم شباهت دارند و بنحو کلی در عهد تیمور، ارتباطات ایران و چین تلطیف شده تر، فراگیرتر و عاری شده تر از خشونت و نظامیگری سلطه جویانه و تسخیرگر می شود که در دوره های پیشین وجه غالب و عنصر اصلی بود و در دوره تیمور بویژه دوره شاهرخ کاملا از سیستم نظامی به سیستم فرهنگی تغییر نگرش و چرخش موضع می بینیم. ظروف سفالینه کاملا ظریف از دوره تیموری وارد ایران می شود و ناگفته نماند که در خود چین نیز همانند ایران مکاتب متعددی با گرایشهای کاملا درباری و هم دربارستیزانه، وابسته به طبیعت، درونگرا و‌متکی بر آموزه های تائوئیستی شکل می گیرد اما آنچه خیلی مهم است این است که دربار چین، شکلی از فرهنگ تصویری را حمایت می کند که همان سنت فرهنگی است که مورد حمایت دربار ایران است و برای همین است که هنر تائوئیستی چین به کشور ما راه پیدا نکرد چرا که حمایت دربار را نداشت و در چرخه تجارت هم وارد نشد و به ایران هم راه نیافت

این پژوهشگر و صاحبنظر تصریح کرد: به لحاظ تاریخی هر دو امپراطوری زمینه های مشترک از نظر شکل گیری و‌تکوین داشتند: هر دو بر ویرانه های چنگیزی بنا شده بودند . اما بتدریج نگرش کنفوسیوسی بر امپراطوری چین غالب می شود و از نظامیگری به صلح طلبی و فرهنگ دوستی متمایل می شود. و سرانجام هر دو امپراطوری، سن همسانی تجربه می کنند

خود چین دیدی که به جهان پیرامون داشت بر چند گونه بود: ۱ - خراجگذارانه، ۲ - هم پیمانی، ۳ - تجاری، ۴ - برسمیت نشناختن اقوام بربر و یکجانشین

وی سپس به اصول اندیشه جهان متافیزیکی چین و حلقه های سری و عرفانی تیموری اشاره کرد و در جمع بندی نهایی سخنان خود گفت

بنظر می آید ایران و چین هردو سابقه طولانی ارتباط با هم داشته اند.

سرخط این رابطه هم تجاری بوده است.

نگرش چین به ایران ماهیتی تجاری و برابر داشته و نه از بالا به پایین یا بربرگونه.

در کنار محوریت تجارت، بتدریج روابط فرهنگی شکل می گیرد و از آن طریق، فرهنگ تصویری از دوران اسلامی وارد چین می شود.

این بده بستان در سایه تجارت مسلمانان در دوره مغول گسترش می یابد و در دوران تیموری بشکلی درونی و جدا از مفاهیم دینی، اسطوره ای چین رواج پیدا می کند.

وی سخن خود را با این‌‌جمله به پایان برد: فرهنگهای زنده، فرهنگهایی بوده اند که با هم در تعامل و ارتباطی زنده و ‌در استمرار بوده اند.

گفتنی است گروه هنر شرق، نشستهای تخصصی و پژوهشی خود را با حضور صاحبنظران این حوزه همچنان ادامه خواهد داد.


خروج