پژوهشکده هنر فرهنگستان هنر، نشست تخصصی «طبیعت و مخاطب در معماری ژاپن؛ آشنایی با هنر و معماری ژاپن» را در روز چهارشنبه ۲۶ آذرماه برگزار کرد.
به گزارش روابط عمومی پژوهشکده هنر، نشست تخصصی «طبیعت و مخاطب در معماری ژاپن؛ آشنایی با هنر و معماری ژاپن»، به همت گروه هنر شرق این پژوهشکده، و با سخنرانی لادن اعتضادی، استاد بازنشسته، دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی و مریم فرهادی، عضو هیأت علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، چهارشنبه ۲۶ آذرماه از ساعت ۱۰ - ۱۲ در محل پژوهشکده هنر، برگزار شد.

در ابتدای این جلسه زهرا دستان، مدیر گروه هنر شرق پژوهشکده هنر، توضیحاتی را در معرفی اساتید سخنران، و همچنین موضوع و هدف این نشست بیان نمود. سپس فرهادی، سخنران نخست این نشست، در توضیحات ابتدایی خود، اظهار داشت که چون کلیدواژه اصلی در موضوع بحث این جلسه، طبیعت است، و از طرفی، بنا و عرصه طبیعی، عناصری جدا از هم در فرهنگ و هنر ژاپنی نیستند، لذا هر دو سخنران به این نتیجه رسیدند که از دریچه باغ، وارد مبحث شوند
فرهادی جلسه را با طرح این سؤال ادامه داد: چه چیزهایی در شکل گیری باغ ژاپنی تأثیر گذار بوده است؟ وی در پاسخ، به طبیعت و جغرافیای ژاپن، همچنین شیوه زندگی انسانها و طبقات اجتماعی جامعه ژاپن اشاره کرد و افزود سه طبقه تاثیرگذار ژاپن شامل درباریان، سرداران جنگی یا شوگونها، ساموراییهای رده بالا و همچنین، متولیان دین و راهبان ذن میباشند و جالب است که این تارکان دنیا تا چه حد باغسازان متبحری هستند.
موضوع بعدی که فرهادی به آن پرداخت، جهان بینی ژاپنی بود. وی به آیین شینتو اشاره کرد که به نوعی بزرگداشت طبیعت و احترام به روح حاکم بر طبیعت است و به صورت عناصر و جلوههای مختلفی بروز میکند، از جمله تقدس و تکریم حریم باغها. وی سپس در مورد طنابهای شیمهناوا در آیین شینتو توضیحاتی ارائه نمود، ریسمانهایی که از کاه برنج، بافته میشوند و برای نشانهگذاری مکانها، اشیاء یا درختان مقدس به کار میروند و به نوعی، مرز میان امر مقدس و امر عادی را نشان میدهند.
او سپس به فرهنگ وارداتی بودیسم و تأثیر عمیق آن بر وجوه مختلف فرهنگ و هنر ژاپن پرداخت. بودا از نظر تاریخی یک شخص بوده است، ولی وقتی که اسطوره میشود، تبدیل به یک نیرو و نماد میشود که مردم به شیوههای گوناگون به آن توسل میکنند. افراد، طبیعت را برای ایجاد فضایی سرشار از آرامش، برای تمرینات معنوی، مدیتیشن و مراقبههای بودایی دستکاری میکنند و این جریان را در باغسازی ژاپنی به وضوح میتوان دید. در بعضی بناها یا باغها، مجسمههای بودا به عنوان پاککننده یا محافظ گذاشته میشود و در برخی دیگر از باغها، رود جاری یا آبشاری قوی، به عنوان مظهر و نمادی از پاککنندگی بودا تعبیه میشود. وی در مثالهایی از اینگونه باغها، به سبک جودو یا پاک بوم و همچنین به فرقه آمیداگرایی اشاره کرد و به توضیحاتی مختصر در خصوص آنها پرداخت.

عضو هیأت علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی سپس به اهمیت اعداد سمبولیک در فرهنگ و باغهای ژاپن پرداخت و افزود فرم مثلث و سهگانگی، موردی است که در چینش مجسمههای بودا و همچنین سنگها میتوان دید. همچنین فرمهای نرم و مواج به قصد توازن انرژیهای یین و یانگ و یا نیروی چی، در چینش عناصر باغهای ژاپن بسیار رواج دارد. او در ادامه به فن فنگشویی که از چین وارد ژاپن شده و تأثیراتش پرداخت.
فرهادی در ادامه، توضیحاتی درخصوص انواع باغهای ژاپنی ارائه کرد و گفت یکی از انواع این باغها شیندِن است که در واقع با بناهای پیرامون باغ، متمایز میشوند. در باغهای شیندِن یک تالار یا کاخ بزرگ و اصلی وجود دارد که شیندِن نامیده میشود. در حال حاضر، از اینگونه باغها تقریباً چیزی باقی نمانده است. درباریان در ایوان تالار مینشستند و باغ همانند صحنه تئاتر بوده است. قایقهایی در برکه، حرکت میکردند و نوازندگان، سوار بر آن، مینواختند و برنامه اجرا میکردند.
گونه دیگر، باغ مربوط به فرقه آمیداگرایی و بحث پاکبوم و سرزمین موعود بوداست. در اینجا ما بهجای کاخ، با معبد روبرو هستیم. در این سبک، بر خلاف شیندِن، کاخ، در پیرامون باغ نیست بلکه در مرکز و بطن باغ و برکه است. این معبد، نشانه بهشت موعود است و افراد باید از محیط پیرامون باغ و برکه، که سمبل دنیای مادی بیرون است، عبور کرده و خود را به آن برسانند.
گونه خاص دیگر باغ ژاپنی، باغ خشک، باغ سنگی یا باغ ذن است. ما اثری از آب، در این باغ نمیبینیم. این باغ، تلفیقی از سنگ و خاک و خشکی است. هر آنچه که از سبزی و درخت و گیاه در اطراف هست به عقب رانده شده و یک فضای خالی و تهی ایجاد میشود. باغ در اینجا یعنی فضای خلاء و تهی، که راهب و فرد را به سمت سکوت و سکون و مراقبه میبرد. اعتضادی در تکمیل توضیحات فرهادی، در رابطه با این سبک از باغ گفت: این نشاندهنده یک فلسفه ژاپنی است؛ یعنی عاری از هر چیز عینی؛ یعنی اشاره به عالم غیب، به عالم ماورا، و منشاء هستی. یعنی عاری از هر چیزی.
گونه دیگر باغ، شو-این است. در این دوره، جنگسالاران و ساموراییها نقش مهمی ایفا میکنند. خانههای اعیانی، قلعهها وکاخها، متعلق به این طیف جنگسالار است. در این سبک، شنها و سنگهای باغ ذن، با برکه و آب تلیفق شدهاند ولی باز هم افراد، تنها نظارهگر هستند و پا بر روی شنها نمیگذارند.
گونه بعدی، باغ چای است که به تعبیری، مردمیترین نوع باغ ژاپنی است. در این نوع باغ، نشانهها و رد پای باغ ذن نیز دیده میشود. در این سبک، برخلاف گونههای قبلی، یک مبدأ برای شروع، یک مسیر طراحی شده برای رسیدن به اتاق چای و یک پایان وجود دارد. برای افراد و مراجعین، همان احوالات مراقبه باغ ذن، ایجاد میشود، ولی به جای نشستن، این مراقبه و رفتن به عالم درون با راه رفتن در این مسیر زیبای طراحی شده و عبور از دروازهها، ایجاد میگردد.
گونه دیگر کاییو نام دارد، که به معنی گشت و گذار و پرسه زدن است. برعکس باغهای دیگر، که افراد بیشتر در نقش یک ناظر در محیط حضور داشتند، در این نوع باغ، کاملاً میتوان در فضا حضور داشت. برکه، قلب باغ است. برخلاف باغهای شیندِن، عمارتها، بناها و اتاقهای چای، در کل باغ پخش هستند.

در ادامه جلسه، اعتضادی، پژوهشگر و استاد بازنشسته دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی به ایراد سخنرانی پرداخت. وی در شروع مبحث خود، توضیح مختصری در مورد پیدایش ذن، بودیسم، شینتوئیسم و آیین تائو ارائه داد و گفت دو فرقه معروف بودایی، شینگون بودیسم و دیگری، ذن بودیسم است. ذن بودیسم، هم با تائوئیسم چینی و هم با شینتوئیسم ژاپنی آمیخته است. اعتضادی افزود: وقتی در مکتب ذن، از طبیعت صحبت میکنند، منظور، عالم هستی در کلیت عالم عینی است و هدف این است که نبض فرد، هماهنگ با نبض هستی باشد. وی سپس در موضوع انسان، معماری و باغ ژاپنی بحث را به سهگانههای عنوان شده توسط فرهادی یعنی زمین، آسمان و انسان ارجاع داد که انسان، محور پیوند این دو با هم است. کسی که در فرهنگ ما به آن انسان کامل میگویند، در مسیحیت، مسیح، و در بودیسم، بوداست ولی در ذن هیچ شخص خاصی نیست.
وی اظهار داشت که در فرهنگ عرفانی ما و فرهنگ شرقی، مخاطب یک پدیده مستقل از طبیعت نیست بلکه جزئی از همان سیستم است. حتی در فرهنگ مسیحیت هم، این مفهوم با دکارت وارد میشود. سپس ابژه و سوژه از هم جدا میشوند. یکی، به مخاطب دیگری تبدیل میشود. پس به نوعی اشتباه است اگر بگوییم: «طبیعت و مخاطب در معماری ژاپن». او افزود که معرفتشناسی مبتنی بر هستیشناسی ذن، میگوید که هستی یا عالم وجود، مانا، اما در «آن» حاضر است. هستی، چرخنده و دورهای است و پایانی ندارد. هستی یعنی انسان، زمین و آسمان. انسان در میانه زمین و آسمان، به مثابه محور اتصال است. محور عالم، با حرکت دورهای عالم مرتبط است و نماد این محور، همه جا هست، از جمله کوهها. از دیگر نمادهای محور عالم، میتوان به ستونهای معابد، یا تنههای درختانی که با کمترین دستکاری، ستونهای خانههای چای شدهاند، اشاره کرد.
اعتضادی سپس به اصول بنیادی آیین شینتو اشاره کرد که یکی از مهمترین آنها احترام به طبیعت و جاندارپنداری است و از آنجا که چوب، اصلیترین عنصر مورد استفاده در بناهای ژاپنی است، آنها برای چوب به عنوان یک جاندار احترام قائل هستند و کمترین دستکاریها را روی آن اعمال میکنند. وی افزود در ذن نیز، بحث سادگی، کمینهگرایی، گرامیداشت هستی و طبیعت به عنوان قلمرو بودا، از اصول پایهای است. آنها ازطبیعت میآموزند که هیچ چیز پایدار نیست ولی این نسبیگرایی و ناپایداری در کنار باور به مانایی است و این همنشینی عنصرهای متضاد در موضوع باغ و معماری، به زیبایی و وضوح دیده میشوند. در باغهای ژاپنی، توازن و تعادل، بر اساس تضادها و طبیعت برقرار است، نه هندسه فیثاغورثی. در هستیشناسی ذن، تضاد، برقرار کننده تعادل عناصر است و تعادل، عامل تواضع و همزیستی عناصر میباشد.
او سپس از دروازههای معروف ژاپنی که ریشه در آیین شینتو دارند، صحبت نمود. دروازههایی فاقد دیوارههای اطراف، که به همان مفهوم فلسفی خلاء و تهی بودن، اشاره دارند. گاهی در میانه بیکران زمین یا دریا، دروازهای نهاده شده است که یادآور جلوهای از زیباییشناسی «وابی» است. همچنین بیانی است از تنهایی، خلوت و عرفان، در مسیری که از دو سو تا بیکران ادامه دارد. این دروازهها هدایتگر و نشانه ورود به مسیر مکانی مقدس هستند، مکانی که در انتهای مسیر قابل دیدن نیست.