اخبار > از «عالم مثال» تا «بارگاه کیومرث»؛ بازاندیشی در منشأ و خوانش نگارگری ایرانی


  چاپ        ارسال به دوست

در هفتمین جلسه کرسی ترویجی مطرح شد؛

از «عالم مثال» تا «بارگاه کیومرث»؛ بازاندیشی در منشأ و خوانش نگارگری ایرانی

پژوهشکده هنر فرهنگستان هنر در تعامل با دبیرخانه هیئت حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازیِ شورای عالی انقلاب فرهنگی، هفتمین کرسی ترویجی را با موضوع «نسبت عالم مثال با نگارگری ایرانی در خوانشی نو از نگاره بازگاه کیومرث»، روز سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ برگزار کرد.

به گزارش روابط عمومی پژوهشکده هنر، در این نشست که به مدیریت مجید پروانه‌پور از اعضای هیئت علمی این پژوهشکده برگزار شد، زهرا عسلی،عضو هیئت علمی دانشگاه سوره، به ارائه پژوهش خود پرداخت و مینا محمدی‌وکیل، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، نیز به‌عنوان منتقد، مباحث مطروحه را تحلیل کرد.

عسلی در آغاز سخنان خود با اشاره به اینکه مقاله ارائه‌شده، برآمده از رساله دکتری وی با موضوع «حکمت نور در نگارگری ایرانی» است، دغدغه اصلی خود را واکاوی دیدگاهی دانست که نگارگری ایرانی را به‌طور بدیهی «تجلی عالم مثال» و برخاسته از عالمی ماورایی می‌پندارد. وی افزود: «پرسش بنیادین من در این پژوهش، تبیین نسبت عالم مثال با یک نگاره است؛ آیا باید آن را صرفاً برگرفته از عالم مثال دانست، یا خیال‌انگیزیِ اثر، حاصلِ هم‌افزاییِ عناصر بصری، متن ادبی، سنت‌های کارگاهی، شرایط تاریخی و فرهنگ تصویری عهد صفوی است؟»

این پژوهشگر با نقد رویکرد رایج در داوری برخی مقالات که بدون بررسی کافی، مفهوم «عالم مثال» را بر نگارگری حاکم می‌دانند، به تحلیل این مفهوم بر اساس آرای ابن‌عربی و سهروردی پرداخت. او ضمن تشریح دیدگاه سهروردی، عالم مثال را عالمی واسطه میان عالم معقول و عالم محسوس دانست؛ عالمی که در آن امور فاقد صورت، صورت می‌یابند و تجربه‌های روحانی، عرفانی و رؤیاها بر اساس آن تبیین‌پذیرند. عسلی با اشاره به مفهوم «صور معلقه»، تأکید کرد که دستیابی به این مرتبه، نیازمند ریاضت و مجاهدت بسیار است و نمی‌توان چنین مقامی را به‌طور عام برای تمام نگارگران در نظر گرفت.

وی در نقد رویکرد سنت‌گرایانه، چند نکته را مطرح کرد؛ از جمله اینکه اگر نگارگر برای تجلی عالم مثال در اثر خود نیازمند کشف و شهود باشد، مخاطب نیز باید از توانایی مشابهی برای درک آن برخوردار باشد؛ در حالی که چنین امری درباره همگان امکان‌پذیر نیست. همچنین وی نادیده گرفتن ویژگی‌های فرمی مشترک (فارغ از موضوعاتی مانند رزم، بزم و زندگی روزمره)، بی‌توجهی به پیشینه تاریخی و فرهنگی آثار، عدم تأمل کافی بر واقع‌گرایی (به معنای بهره‌گیری از عالم محسوس) و یکسان‌انگاری دیدگاه‌های متفاوت عرفای اسلامی درباره عالم مثال را از دیگر آسیب‌های رویکرد رایج دانست.

 این عضو هیئت علمی، علاوه بر بررسی جنبه‌های عرفانی، بر پیوند ناگسستنی نگارگری با ادبیات و تأثیر مفاهیم عرفانیِ متن بر درک مخاطب از تصویر تأکید کرد. وی همچنین عوامل دیگری همچون نظام سفارش‌های دربار، ساختار کارگاه‌های تخصصی، سنت‌های تصویری و تداوم تأثیرپذیری هنری میان دوره‌های مختلف را از عوامل کلیدی در تکوین و شکل‌گیری نگارگری برشمرد و در ادامه، به بررسی نگاره «بارگاه کیومرث» از شاهنامه شاه‌طهماسب پرداخت که از نگاره‌های شاخص نگارگری ایرانی و حاصل پیوند سنت‌های هرات و تبریز به شمار می‌رود.

عسلی با تحلیل فرمی اثر، به ویژگی‌هایی نظیر ترکیب‌بندی اسپیرالی، هماهنگی میان تضاد رنگ‌ها و استفاده از طلا برای ایجاد فضایی باشکوه اشاره کرد. وی با تبیین محتوای اسطوره‌ای نگاره (صحنه صلح میان کیومرث، انسان و حیوان)، معتقد است بازنمایی طبیعتِ خیال‌انگیز، مخاطب را به سمت «عالم خیال» سوق می‌دهد. همچنین وی با اشاره به تفاوت میان زمان روایت (اسطوره) و زمان تولید (صفوی) در پوشش پیکره‌ها، بر تأثیر شرایط تاریخی و فرهنگی بر شکل‌گیری اثر و پیوند میان اسطوره، ادبیات و نمادپردازی تأکید ورزید. عسلی تأکید کرد که هدف او در این پژوهش ردِ عالم مثال یا حکمت و عرفان اسلامی نیست، بلکه مسئله، نقد این دیدگاه است که نگارگری را مستقیماً حاصل انتقال عالم مثال به عالم محسوس بدانیم.

وی در جمع‌بندی گفت: «نگاره «بارگاه کیومرث» نه واقع‌گرایی محض است و نه تصویر مستقیم یک عالم غیرمادی؛ بلکه در مرز میان خیال‌پردازی و واقع‌گرایی شکل گرفته است. از نظر او، خیال‌انگیزی اثر می‌تواند ذهن مخاطب را برای لحظاتی از عالم محسوس جدا کرده و به سوی دنیای خیال ببرد، اما توجه به جزئیات تصویر، متن ادبی، سنت نگارگری و شرایط تاریخی، امکان خوانشی دقیق‌تر از اثر را فراهم می‌کند.»

مینا محمدی‌وکیل، ناقد جلسه، ماهیتِ موضوع و به چالش کشیدنِ فرضیات پذیرفته‌شده در این حوزه را از امتیازات پژوهش دانست و بر ضرورت رعایت دقت تاریخی و روش‌شناختی در اثبات نظریات تأکید کرد. وی با نقدِ یک نظریه واحد به تمامی مکاتب، عوامل متعددی همچون سفارش‌دهنده، سنت کارگاهی و مهارت هنرمند را در شکل‌گیری نگاره مؤثر دانست. وی همچنین بر تفکیک میان «جهان اسطوره‌ای روایت»، «جهان تاریخی هنرمند» و «جهان فلسفی تفسیر» تأکید کرد و نمونه «بارگاه کیومرث» را برای نشان دادن این تفکیک (تولید اسطوره در قالب بصری دوره صفوی) به کار برد. در نهایت، وی بر ضرورت تعریف دقیق‌تر مفاهیمی همچون «خیال»، «عالم مثال»، «واقع‌گرایی» و «سنت‌گرایی» تأکید کرد و خاطرنشان ساخت که بدون داشتن شاخص‌های مشخص، نمی‌توان مفاهیمی نظیر واقع‌گرایی یا نمادپردازی‌های اخلاقی را به‌طور قطعی اثبات نمود.

این کرسی ترویجی با بحث و نظر حاضران از منظر تاریخی، فلسفی و روش‌شناختی درباره نسبت نگارگری ایرانی، خیال و عالم مثال به پایان رسید.


١٢:٣٨ - يکشنبه ٢٩ شهريور ١٤٠٥    /    شماره : ١١٨٣١    /    تعداد نمایش : ٢١٦



خروج




اخبار